اعتماد به خداوند و ایستادگی در مقابل قدرت های مستکبر
74 بازدید
موضوع: علوم سیاسی

اعتماد به قدرت پروردگار موجب می شد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد، چون اتکاء به خدا داشت. نه اینکه نمی دانست قدرت ها بدشان می آید و عصبانی می شوند، می دانست؛ اما به قدرت الهی و نصرت الهی باور داشت.«فرازی از بیانات رهبر انقلاب ۱۳۹۴/۰۳/۱۴»

مقدمه:

هدف از بعثت پیامبران الهی، هدایت مردم و مبارزه با ظلم و کفر جهانی بود، تاریخ همواره شاهد ظهور جبهه حق و باطل و مبارزه این دو با یکدیگر بوده است که خداوند منان برای هدایت و غلبه مردم عادی بر این کفر جهانی، انسان های برگزیده ای را مبعوث کرد تا مردم به واسطه اطاعت از آنها بر هواهای نفسانی خویش غلبه کرده تا بتوانند در مقابل دسیسه ها و توطئه های ظالمان و مستکبران ایستادگی و مبارزه کنند.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، روند تاریخ و سیر تکاملی جوامع بشری را دگرگون کرد، امام روح الله همان ابر مرد بزرگی بود که تحلیل گران غربی در توصیف او می نویسند «این مرد داعیه جهانی دارد و نخستین فردی که حکومت جهانی را مقابل حکومت جهانی غربیان اعلام کرد، امام خمینی بود»؛ و به راستی اینگونه بود که روح خدا با اعتماد راسخ و باور قلبی به خدا و وعده ای او و همراه کردن جوانانی از انصار حزب الله بساط قدرت های مستکبر جهانی را از هم پاشیده و آمریکای ظالم را اینگونه در چشم جهانیان خار و ذلیل کرد.

اگر به برکت وجود امام خمینی رضوان الله تعالی انقلاب اسلامی توانست پیروز شود و جمهوری اسلامی ثبات پیدا کند و پایدار و با قدرت به جلو حرکت کند، مهمترین علتش وجود رهبری شجاع، با ایمان و باور بالا نسبت به وعده های الهی بود که با پایبندی خود به اصول و ارزشهای انقلا ب نگذاشت ذره ای انحراف در مسیر انقلاب پدیدار شود. یکی از اصول اساسی امام اعتماد داشتن به وعده های الهی و بی اعتمادی کامل به قدرت ها و کشورهای مستکبر و زروگوی جهانی بود.

یقین و اعتماد به قدرت خداوند متعال موجب می شد که امام عزیزمان در مواضع و سخنرانی های خود در برابر مستکبران و قدرت های زورگو، بدون رودربایستی های رایج در دیپلماسی کنونی، با صراحت کامل سخن گوید و رفتار نماید. چون اتکا به خدا داشت. او می دانست که سران قدرتهای استکباری بدشان می آید و از مواضع و سخنانش عصبانی می شوند و ممکن است اقدامات و تصمیماتی علیه انقلاب اسلامی بگیرند اما به قدرت نامتناهی پروردگار و نصرت خداوند ایمان و باور داشت.

اعتماد به خدا و باور وعده های الهی

امام در تصمیم گیری های خود، در تدابیر خود، محاسبات معنوی را در درجه ی اول قرار میداد. در درجه ی اول هدفش کسب رضای الهی بود؛ کسب پیروزی نبود، به دست گرفتن قدرت نبود، بعد هم به وعده ی الهی اطمینان و اعتماد داشت. وقتی انسان هدفش رضای خدا بود، به وعده ی الهی هم اعتماد و اطمینان داشت، آن وقت دیگر یأس معنا ندارد، ترس معنا ندارد، غفلت معنا ندارد، غرور معنا ندارد. امام آن وقتی که تنها بود، مبتلای به ترس نشد، مبتلای به یأس نشد؛ آن وقتی هم که همه ی ملت ایران یکصدا نام او را فریاد زدند، بلکه ملتهای دیگر هم به او عشق ورزیدند و این را ابراز کردند، دچار غرور نشد. آن وقتی که خرمشهر به وسیله ی متجاوزین عراقی از دست رفت، امام مأیوس نشد؛ آن وقتی هم که خرمشهر را رزمندگان ما با دلاوری و فداکاری خود گرفتند، امام مغرور نشد؛ فرمود «خرمشهر را خدا آزاد کرد»؛ یعنی ما هیچکاره ایم. در همه ی حوادث گوناگون دوران زعامت آن بزرگوار، امام همین جور بود. آن وقتی که تنها بود، وحشت نکرد؛ آن وقتی که غلبه و قدرت با او بود، مغرور نشد؛ غفلت هم نکرد. این معنای واقعی اعتماد به خداست.

امام به وعده ی الهی اطمینان داشت. او معتقد بود برای خدا مجاهدت می کنیم و برای او قدم برمیداریم، پس همه ی تلاش خودمان را به میدان می آوریم؛ نتیجه را خدای متعال طبق وعده هایی که داده محقق خواهد کرد. امام می فرمود ما ماموره به تکلیف هستیم و خدای متعال طبق همین عمل برای تکلیف، بهترین نتیجه را به ما خواهد داد. این راه اصلی امام و صراط مستقیم انقلاب است.

دو نمونه بارز تحقق وعده های الهی در مقابل مستکبرین و ظالمان حادثه طبس و خنثی شدن کودتای نوژه بود. بیابان طبس، راوی معجزه ای در قرن حاضر و مصداقی برای سوره فیل است که دانه های ریز شن، بر نیرومندترین سپاه عصر حاضر چیره شد و آنان را که از پیشرفته ترین وسایل و تجهیزات بهره می بردند، به ذلت کشانید. دولت امریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی و نفوذ دوباره در ایران، پس از جریان گروگان گیری لانه جاسوسی، کماندوهای خود را در صحرای طبس پیاده کرد تا با آزادسازی گروگان ها و بمباران نقاط حساس ایران از جمله جماران و کشتن رهبران انقلاب، حکومت اسلامی را نابود کنند.

واقعه طوفان شن در طبس یقینا یکی از الطاف خفیه خداوند برای قدرت نمایی در مقابل مستکبرین و به اصطلاح ابرقدرتان جهانی بود. بیابان طبس، بهترین راوی معجزه ای است که دل تاریخ را به لرزه درآورد. تفسیر آیه « وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَاللّه وَاللّه خَیْرُ الْماکِرینَ » [1] را باید از کویر تفتیده طبس پرسید. طبس یک خاطره است؛ خاطره ای از محافظت الهی از سرزمین و مردمی که نمی توانند زور و زورگویان را تحمل کنند. در حادثه طبس یکی از پیچیده ترین عملیات های نظامی امریکا با شکست روبه رو شد. شیطان بزرگ با تمامی توان و بهره گیری از دقیق ترین و پیچیده ترین امکانات نظامی و با تدارک همه جانبه و هماهنگی همه عوامل داخلی و خارجی به ایران آمده بود. اما شکست خورد.

 با وقوع این حادثه عبرت آمیز، به جهانیان و آنهایی که خود را به خواب غفلت زده بودند، ثابت شد که نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران حمایت کننده و صاحبی بزرگ به نام حضرت قائم آل محمد(عج) دارد و با رهبری امام رضوان الله تعالی نائب بر حقش و ایستادگی در مقابل مستکبرین با کمک خداوند متعال همه نقشه های شوم قدرت های زورگو به خودشان بر می گردد.

بی اعتمادی به قدرت های مستکبر

امام هیچگاه از اصول اساسی انقلاب کوتاه نیامد، هیچگاه راهبردهای انقلاب را فراموش نکرد. در مورد رژیم صهیونیستی هیچگاه تقیّه نکرد؛ این امام بود که گفت رژیم صهیونیستی یک غدّه ی سرطانی است و باید از بین برود، این امام بود که در برابر نقشه های خبیث قدرت مستکبر و مداخله گر آمریکا از روز های اول انقلاب محکم ایستاد. این امام بود که گفت آمریکا شیطان بزرگ است، زمانیکه حمله ی جوانان و دانشجویان به سفارت آمریکا و تصرّف ابزارها و مدارک جاسوسی آنها اتفاق افتاد، این امام بود که این واقعه را انقلاب دوّمی دانست که شاید از انقلاب اوّل مهم تر است، و بالاخره این امام بود که گفت: جنگ جنگ تا رفع فتنه، در آن زمان دیگران می گفتند جنگ جنگ تا پیروزی، اما امام فرمود جنگ تا رفع فتنه. این ایستادگی ها در برابر مستکبران و قدرت های زورگوی جهانی بود که پایه ی این نظام و اتقلاب را مستحکم کرد.

این باور قلبی امام به وعده های الهی و نوع تفکر، مواضع و رفتار ایشان در مقابل دشمنان و قدرت های مستکبر برگرفته از آیه مبارکه « اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَمآءُ بَینَهُم » [2] است. ایستادگی در برابر مستکبران و عدم اعتماد به وعده های انان و در مقابل حمایت از مظلوم. انقلاب اسلامی با دشمنان سرِ آشتی ندارد و در مقابل با برادران مسلمان سایر کشورها بنای بر دشمنی و عداوت ندارد؛ این جزء اصول مسلّم جمهوری اسلامی است. در حمایت از مظلومان عالم امام رضوان الله نگاه قومی، مذهبی و جنسیتی نداشتند. مقام معظم رهبری می فرمایند [3]: ما در حمایت از مظلوم نگاه به مذهب طرف مقابل نمیکنیم؛ و نکردیم؛ خطّ امام بزرگوار این بود. امام همان رفتاری را که با مقاومت شیعه در لبنان داشت، همان رفتار را با مقاومت سنّی در فلسطین [هم ] داشت؛ بدون هیچ تفاوتی. ما همان حمایتی را که از برادرانمان در لبنان کردیم، از برادرانمان در غزّه [هم ] کردیم؛ بدون هیچ تفاوتی. آنها سنّی بودند، اینها شیعه اند. مسئله برای ما، دفاع از هویّت اسلامی است، حمایت از مظلوم است، مسئله ی فلسطین است؛ امروز در رأس مسائل منطقه ی مسلمانها مسئله ی فلسطین است؛ این برای ما مسئله ی اصلی است. در دشمنی هایمان هم فرق نمیکند؛ امام بزرگوار مبارزه کرد با محمّدرضای پهلوی که شیعه بود به حسب ظاهر؛ همان طور مبارزه کرد با صدّام حسین که سنّی بود به حسب ظاهر. البتّه نه او شیعه بود، نه این سنّی؛ هردویشان از اسلام بیگانه بودند امّا ظاهر این سنّی بود، ظاهر او شیعه بود. امام با هردوی اینها یک جور مبارزه کرد. مسئله مسئله ی سنّی و شیعه و مذهب و مانند اینها نیست؛ مسئله مسئله ی اصول اسلام است. « کونوا لِلظّالِمِ خَصمًا وَ لِلمَظلُومِ عَونًا »[4] امام با ظالمان و مستکبران جهانی دشمن واقعی بود ودر مقابل یار و یاور مظلومان و ستمدیدگان جهان. این دستور اسلام بود و است و اصول امام و انقلاب اسلامی.

اولین اصل اساسی از مبانی امام در انقلاب اسلامی تحقق اسلام ناب محمدی است؛ اسلامی که ظلم ستیز، مجاهد، محکم و استوار در برابر زورگویان و مستکبران و طرفدار و مدافع محرومان و مستضعفان باشد. در مقابل اسلام این اسلام ناب، امام رضوان الله تعالی اصطلاح «اسلام آمریکائی» را در فرهنگ سیاسی جهان پدید آورد. اسلام آمریکائی یعنی اسلام همراه با اشرافیگری، یعنی اسلام بی تفاوت در مقابل ظلم و فساد، یعنی اسلام بی تفاوت در مقابل تبعیض و بی عدالتی، یعنی اسلام بی تفاوت در مقابل تجاوز به حقوق مظلومان و محرومان، یعنی اسلامی که با ستمکاران و زورگویان همراه است و به آنها کمک می کند. امام رضوان الله تعالی تحقق اسلام ناب را در حاکمیت اسلام و تشکیل نظام اسلامی می دید. لذا به حق معتقد بود اگر نظام سیاسی کشور بر پایه ی اسلام ناب محمدی باشد، می توان با قدرت های ستمگر و زورگوی عالم، مبارزه ی حقیقی کرد.

امام با توکل برخدا و اعتماد به وعده های او جمهوری اسلامی را در مقابل این طاغوتهای عالم به وجود آورد. در اندیشه امام امت یکی از مهم ترین اصول جمهوری اسلامی، مبارزه با قدرت ها و حکام زورگو و اقتدارطلب دنیاست که در انواع مختلف در عالم وجود دارد. انقلاب اسلامی به رهبری امام رضوان الله تعالی پدید آمد تا با مدل نو و جدید دیکتاتوری هوشمندانه و غیر مستقیم که در حکومت های به ظاهر لیبرال دموکراسی وجود دارد مقابله کند. به بیان دیگر، انقلاب اسلامی صحنه تقابل و مبارزه مستضعفان، محرومان و پا برهنگان در برابر دیکتاتوری سرمایه دارها و صاحبان ثروتهای بزرگ است.

هشت سال جنگ تحمیلی

امام عزیز یکی از عوامل موفقیت و پیشرفت کشور را در بی اعتمادی به دشمنان و مستکبران می دانست لذا وقتی صدام با تمام قوای نظامی ارتش بعثی عراق به خاک ایران حمله کرد و انتظار داشت تا ظرف حداکثر چند هفته، استان خوزستان را از ایران جدا نموده و شهرهای مرزی غرب و جنوب غربی کشور را تصرف نماید و به پیروزی بزرگی نایل شود و این در حالی بود که تنها حدود یکسال و نیم از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت و ایران در حال ایجاد ساز و کارها و ساختارهای نوینی در نظام حکومتی جدید خود که جمهوری اسلامی است بود. صدام حسین تصور می کرد در این تهاجم نظامی همه جانبه، ایران قدرت مقاومت و ایستادگی در برابر ارتش مجهز عراق را ندارد و به سرعت تسلیم شده و شکست خواهد خورد. اما ایستادگی همه جانبه مردم، رزمندگان و نیروهای مسلح بالاخص در روز های آغازین جنگ تحمیلی و اعتماد و باور به وعده های الهی و تبعیت از امام رضوان الله تعالی باعث شد تا دشمن در نهایت، بدون تکمیل برنامه نظامی خود، زمین گیر شده و در برابر ایران اسلامی نتواند به اهداف پلیدش برسد.

در واقع هشت سال همه ی قدرتهای سیاسی و نظامی و مالی بزرگ دنیا پشت سر رژیم بعثی عراق ایستادند، با ایران اسلامی جنگیدند، همه ی توان خودشان را به میدان آوردند تا جمهوری اسلامی را شکست بدهند اما با ایستادگی و مقاومت همگانی در برابر مستکبران و تجاوزگران دنیا با کمال حیرت، ناظر به پا خاستن جمهوری اسلامی با یک قدرت دفاعی و نظامی بمراتب قوی تر و عظیم تر از هنگام جنگ شد. قدرت جمهوری اسلامی بعد از جنگ آنچنان در دنیا طلوع کرد که چشمها را خیره کرد. هر اتفاقی که دشمنان برنامه ریزی کنند، افراد ساده دل و غافل به هر نحوی با دشمنان همراهی کنند، با ایستادگی ملت ایران، نتیجه اش تقویت بیشتر جمهوری اسلامی است.

پی نوشت

[1]. سوره مبارکه آل عمران آیه 54

[2]. سوره مبارکه فتح آیه 29

[3]. بیانات در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت 26/05/94

.[4] نهج البلاغه نامه ۴۷ از وصیت های امام علی علیه السلام به حسن و حسین علیهما السّلام